NO – 4&5

کلام اول

سخن سردبیر

تکیه بر مؤلفه‌های اقلیمی، اجتماعی، فرهنگی، زیست محیطی و ... موجود و اعتلای آنها و سپس تکرار مُؤکَد آن تنها راه پایداری مرتبط با بحث معماری و شهرسازی است. شعارهایی از قبیل اینکه مؤلفه‌های گذشته (باستانی یا کهن)، امروزه در معماری و شهرسازی جهان و یا ایران جایگاهی ندارد و پاسخگو نیست فقط از کسانی به گوش می‌رسد که یا نخواسته و یا قادر نبوده‌اند خود را مسلح به قابلیت‌های «معمار و شهرساز واقعی» کنند و پوشیدن جامه معماری و شهرسازی را منتهای توان خود دانستند. زیستگاه‌های انسان در جهان سرشار از «امکان» و «قابلیت» است که برگرفته‌های عمیقی از ریشه‌های دینی، تاریخی، اجتماعی و عقبه فرهنگی خود دارند و الزامی نیست که همه با چهارچوب‌های طرف دیگر نسبت به «معماری و شهرسازی پایدار» خود آن هم با قانون جنگل در «حوزه اقتصاد!» اقدام به تولید روش نمایند. به‌عنوان مثال، عناصر فرهنگیِ بسیاری در معماری هستند که اگر مستقیماً از آن زمان فراخوانده شوند خود عامل عدم پایداری خواهند بود، اما فراخوان آن عناصر را مشروط به شناخت نیاز امروز و حداکثر تلاش برای تطبیق و اعتلای آن تا حد تغییر اساسی جایز و لازم می‌دانیم.

معتقدم به سرعت باید با تفکیک مشخصات بسیار ارزشمندِ یک معمار که قطعاً توسط اساتید متقدم و دانشمندان متأخر همین سرزمین قابل رصد است رشته معماری و معمار واقعی را پرورش داد. سرفصل کتب و مطالعات دانشجویان باید تغییرات اساسی نموده و علوم انسانی و گرایش‌های خاص آن که پی رنگ‌های غلیظ‌تری با شاخص‌های یک معمار دارند جدی گرفته شود.

از دیدگاه من وجود انسان به عنوان یک فاعل متعامل با معماری با هر تعریفی از این رشته همچنان فصل مشترک تمام تعاریف دیگر است. به این ترتیب پدیده شناخت چه در حد ابتدایی روابط انسانی در دانشجویان این رشته چه در حد اعلای تسلط به حوزه‌های یاد شده برای پدیدآوری طرح‌ها و استفاده متکی به مؤلفه‌های پایداری اعم از فرهنگی، اقتصادی،  اجتماعی، زیست محیطی، ... در حیطه این رشته قابل بررسی است. خلاصه اینکه:

تحصیل معماری، منحصر به حوزه‌های درسی موجود نیست که درنهایت هم، چیزی بیشتر از یک اپراتور ماهر از مُحصّل نخواهد ساخت. رشد و توسعه در گستره مطالعات و تفکر، آن هم با قابلیتِ توانِ تنیدنِ خروجی‌های علوم جانبی، «تنها راه طراح شدن» است. تنها راه پایداری، وجود نگرش خاص به ابزار انسانی آن و نیز بررسی همه ادراکات و مؤلفه‌های تأثیرگذار و برنامه‌ریزی مشخص است.

در ازای پرورش این نوع از هنرمند معمار، رشته‌های متنوع و ضروری دیگری قابل تعریف است تا بتوانیم خدمات مهندسی و نقشه‌کشی و اپراتورهای حرفه‌ای نرم افزارهای سه بعدی و ... با تبیین و تعیین مشخص در اختیار داشته باشیم.رسیدن به مرتبه‌ای که هر دانش‌آموز معماری در جواب سؤال رایج «شغل شما چیست ؟» جواب «من معمارم» را به استحضار نرساند؛ گرچه این غایتی نیست که امیدوارم روزی به آن دست یابیم اما بنا به فرمایش معلم بزرگ کنفسیوس «میانه‌روی و حد خود نگه داشتن،کمال سرشت آدمی است».

و اما آنچه این شماره را به لحاظ محتوایی با گذشته متفاوت می‌نماید، تمرکز بر سایر مؤلفه‌های تأثیرگذار بر مقوله پایداری، ‌بدون تأکید بر مؤلفه انرژی است. در همین راستا در بخش‌های مختلف این شماره بر آن شدیم تا از نظرات بزرگان و صاحبان اندیشه بهره گرفته و سؤالاتی را از آنان پاسخ بگیریم که گاه بسیار قابل توجه و ژرف‌نگری هستند و دیگر آنکه واکنش جدی به سایر هنر‌ها و تحلیل آثار برگرفته شده از تعهد پایداری از دیگر نقاط تمایز این شماره، محسوب می‌شود.

از کسانی که خواسته یا ناخواسته خود را معمار می‌دانند خواهش می‌کنم، مرا از اتهام شیخ مبرا بدانند که می‌فرماید:

گر تو قرآن بر این نمط خوانی

ببری رونق مسلمانی

کلام آخر اینکه گاهی لازم است دیدگاه خود را به طور اساسی عوض کنیم:

جغد‌ها را می‌شناسیم به نشستن بر بوم‌های خراب

نشسته بر مخروبه‌هایی که صدایی جز پژواک صدای خود را نمی‌شنوند

و کم‌کم بر این باور می‌شویم که نشان شوم تخریب و ویرانی را با صدایش نشانه‌گذاری کنیم

و چرا گمان نبردیم که فراری هستند

از قیل و قال

از صدای مزاحم

از مخلّ آسایش

چاره جغدی که نمی‌بیند و آنچه بر‌می‌گیرد از شنیدن است را نمی‌دانیم؟ یا می‌دانیم و متهم می‌کنیم؟

اگر کور بودیم و می‌شنیدیم چقدر صدا بود که برای شنیدن اضافه می‌آمد؟

چقدر تاریکی می‌خواستیم و خاموشی؟

چقدر در اشتباه بودیم؟

چقدر باید تغییر کنیم؟

  هوبه تحویلداری

عنوان باکس تصویر

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.